تو وب سایت آیت الله بهجت که می گشتم جملات ایشون خیلی به دلم مینشست و یه جورایی با بقیه فرق داشت.
خیلی تکیه می کنن که حرفه باد هواست اونی که مهمه اونی میزانه اونی باهاش سنجیده میشیم عمله
از صحبتهای ایشون مثلا:
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
کوتاه و مفید، همه چی برای دما تو همین چند جملست.
یه جمله کوتاه دیگه ایشون دارن، وقتی خوندم دلم گرفت،
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
یاد دعاهای خودم افتادم ، دعا و زاری و گریه ام که می کنیم برای دردای خودمونه برای مشکلاته مادی زندگیمونه
یه حکایته با مزه ام تو سایتشون بود که اینجا می زارم
يكى از آقايان نقل مى كرد كه نابينايى در حجاز حافظ قرآن بود، به گونه اى كه هر آيه از قرآن را كه از او مى خواستند، فقط مى پرسيد: كدام چاپ است؟ و سپس آن قرآن را باز مى كرد و آن آيه را در آن قرآن نشان مى داد.
ما سر به سر او مى گذاشتيم و مى گفتيم: اين آيه آن آيه اى كه ما مى خواهيم نيست، و او مى گفت: مگر كورى نمى بينى!
التماس دعا