تبليغاتX
لحظه دیدار
در راستای پروژه هر بچه یک لپ تاپ(صد دلاری) شرکت نینتندو لپ تاپ تمام صفحه لمسی تولید کرده که احتمالا سال ۲۰۱۰ به بهره برداری میرسد.

کی برد در این لپ تاپ وجود ندارد و به صورت کاملا مجازی است.

کار جالبیه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:14  توسط امیر سیفی  | 

یه سری منو ریل تو توکیو راه انداختن که برای هر آدم یه واگن مانند داره که مثله قایق پایی باید برای حرکتش تو مسیر پا بزنی.

چیز جالبیه لینکشو از دست ندیا

http://www.gizmag.com/the-shweeb-human-powered-monorail/9678/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:19  توسط امیر سیفی  | 

این فیلم خیلی قشنگ تاثیر سرنوشت آدما رو بر هم دیگه نشون داده و یه جورایی می خواد بگه شاید تو نگاه اول دنیا هیچ حساب کتابی نداره و به هم ریختست ولی کاملا براساس نظمه. دیدن یکبارش توصیه میشه.

در ضمن یه جورایی فیلم الخاندرویی بود

http://www.imdb.com/title/tt0485851/

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 23:46  توسط امیر سیفی  | 

امروز داشتم فیلم بهار تابستان . . . رو میدیدم خیلی فیمک کم دیالوگ ولی پر محتوایی بود .

البته یال پیش شبکه چهار برنامه سینما ماورا نشون داده بودش.

اگه ندیدی از دستت رفته

یه جایی از فیلم استاد به شاگرد میگه : هوس مالکیت میاره و مالکیت کشتن میاره.

http://www.imdb.com/title/tt0374546/

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 0:6  توسط امیر سیفی  | 

عشق است بر آسمان پریدن
صد پرده به هر نفس دریدن
اول نفس از نفس گسستن
اول قدم از قدم بریدن
نادیده گرفتن این جهان را
مر دیده خویش را بدیدن
گفتم که دلا مبارکت باد
در حلقه عاشقان رسیدن
زان سوی نظر ، نظاره کردن
در کوچه سینه ها دویدن
ای دل ، ز کجا رسید این دم؟
ای دل ، زکجاست این تپیدن؟
ای مرغ ، بگو زبان مرغان
من دانم رمز تو شنیدن
دل گفت : به کار خانه بودم
تا خانه آب و گل پریدن
ازخانه صنع می پریدم
تا خانه صنع آفریدن
چون پای نماند ، می کشیدند
چون گویم صورت کشیدن؟
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 20:10  توسط امیر سیفی  | 

 

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.

 

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

«هر مانعى، فرصتى =

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 18:23  توسط امیر سیفی  | 

 

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.

 

- پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟

 

- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد:

- بستنى خالى چند است؟

خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:

- ٣٥ سنت

- پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت:

- براى من يک بستنى بياوريد.

خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.

 

يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 18:21  توسط امیر سیفی  | 

يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که می‌باريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و سياه‌پوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش برد تا از زير باران نجات يابد و بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت و از آن جا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.

 

زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون:

«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هايم که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران دعا می‌کنم

            ارادتمند        

خانم نات کينگ‌کول

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 22:53  توسط امیر سیفی  | 

 

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟»

من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟

من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟

استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.

من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:36  توسط امیر سیفی  | 

به نام خدا

باز هم با استناد به مطالعات یک سازمان تحقیقات بین المللی در زمینه اقتصاد ( EIU )  می خواهیم به نقش قناوری اطلاعات برای افزایش توانمندی سازمانها و قدرت رقابت آنها در عرصه رقابت جهانی بپردازیم. این مقاله  به صورت اجمالی به نتایج این تحقیق می پردازد و در آخر چند راه حل کوچک هم ارائه میدهد.

برای اطلاع از متن کامل این تحقیق با دبیرخانه نشریه تماس بگیرید.

 

موفقیت در صحنه رقابت وابسته به توانمندیست

برپایه آمادگی،تمایل و توانابودن: فرمولی برای کارایی

 

آیا می خواهید در این رقابت جلو باشید؟ پس به افراد، ابزارهای فناوری اطلاعات، زیرساخت مناسب و پشتیبانی از نیازهایشان را دهید تا کارها را بهتر انجام دهند.

این پیام اصلی مطالعه صورت گرفته از تاریخ جولای 2007 در بیش از 1300 کسب و کار اجرایی، کارکنان فناوری اطلاعات،و تیم های رهبری در شرکتهای کوچک تا بزرگ در شمال امریکا، اروپا و اسیاست.

این مطالعه به پشتیبانی مایکروسافت توسط EIU انجام پذیرفته است.

در این تجقیق به این یافته ها رسیدیم:

شرکتهایی که کارمندانشان را در زمینه تصمیم سازی قوی می کنند، نتیجش رسیدن به وضعیت مالی و رقابتی بهتر می شود. استفاده از ابزارهای درست توانمندسازی، اغلب برای بهبود همکاری،افزایش ریسک پذیری، و بهینه سازی تصمیم سازی است.

فرمول کارایی

موفقیت شرکتها برابر با توانمندسازی کارمندان در زمینه تصمیم سازی است.

 

به گفته هالووی مدیر تحقیقات  ناحیه امریکایی موسسه: این مطالعه به وضوح نسبت مستقیم افزایش درجه توانایی و کارایی شرکت را نشان می دهد.

 

فرایند توانمندسازی چه می کند؟

 

توانمندسازی اشاراتی است به چارچوب سازمانی، فناوری اطلاعات، و منابع دیگری که تصمیم سازی را برای کارمندان ممکن می کند.

مطالعات توانمندسازی نشان می دهد که فناوری اطلاعات یک عنصر حیاتی در موفقیت سازمان و  پیشبرنده مهم در راه گسترش اقتصاد جهانیست.

این مطالعات همچنین نرفتن به سمت فناوری اطلاعات را یک فاصله بزرگ برای رسیدن به موفقیت می داند

در 87% موارد فرآیند توانمندسازی باعث افزایش اعتماد و حس مباهات کارمندان می شود.

متاسفانه در این مطالعه مشخص گردید تنها نیمی از شرکتها متوجه اطلاعات  و ابزار  لازم در زمینه فن آوری اطلاعات برای توانمند کرد خود هستند(نمودار توانمندسازی برا یاجرا)

از آن بدتر تنها در جدود یک سوم از شرکتها چارچویب کارگروهی مناسب را لازمه تواانمندسازی می دانند و تنها 15 درصد از شرکتها دارا بودن منابع انسانی و مالی مورد نیاز را ابزاری لازم در جهت توانمندی می دانند.

 رسیدن به توانمندی یک شبه محقق نمی شود. اگرچه این یک راه مشخص ندارد. اما این مطالعه مراحل اصلی و کلی شرکتهای موفق دراین زمینه را بیان می کند.

 ابزارهایی که اغلب شرکتها به عنوان افزایش توانمندسازی کارکنان نام می برند عبارتند از:

·         نگهداری داده ها

·         مدیریت دانش

·         مدیریت پروژه

·         مدیریت محتوا

برای اشاره به مصادیق می توان به  پرتال ها، نرم افزارهای همکاری، پیام رسان شخصی، و پایگاه داده های کارمندان و مشتری ها اشاره کرد.

 به علاوه  نکته مهم در راه بهبود عملکرد کارکنان با ابزارهای فناوری اطلاعات، تعادل بین دو موضوع جس استقلال کارکنان و کنترل مدیریت می باشد.

آزادی زیاد ممکن است به اشتباهات زیاد و افزایش ریسک منجر شود، در حالیکه کنترل زیاد می تواند به عدم انعطاف پذیری و،نارضایتی مشتری و حس منفی در میان کارکنان شود.

به عبارت دیگر زیاده روی در هر مورد می تواند باعث کاهش بهره وری گردد.

داشتن ریسکهای معقول در زمینه دادن آزادی لازم مفهومی است که EIU از آن به عنوان" آزادی کران دار "نام می برد.

به عبارت دیگر ریسک پذیری معقول بسی سودمند تر از انحام یکسری کارهای روتین و تکراری است.

براساس این مطالعه 62 درصد از مدیران با ریسک پذیری معقول موافق بوده اند.

این مطالعه به وضوح تاثیر مستقیم درجه بالاتر موفقیت  با افزایش کارایی سازمان را نشان می دهد.

آیا این اطلاعات مفید است؟

 

به گفته هالووی مدیریت باید اجازه ریسکهای هوشمندانه را به مدیران و کارمندانش در حوزه های تعریف شده بدهد.

اما تعریف حدود پیچیده است و در حوزه هایی مانند کشور، صنعت و . . . با هم فرق می کند.

 

اشکالات فرهنگی مانند: یافتن یک درجه از رضایت  و تناسب در اعتماد بین کارکنان و مدیران نیز جای توجه و بحث دارد.( نمودار موانع توانمندسازی)

نرم افزارهای سودمند

نتایج این بررسی ارزش محسوسی برای قسمتهای مختلف کسب و کار را داراست. برا ی مثال، در زمینه فروش و بازاریابی سازمانها، تعریف حقوق درست از آزادی در نواحی  هدف فروش، قیمت گذاری، و نگهداری اطلاعات مشتری  که به عنوان کلیدی است بر ای بزرگ کردن  توانمندی ها.

در این مطالعه یافت شد که سازمانهای فروش وبازاریابی دارای استقلال عمل زیادی در هدفگذاری مشتری هستند(73درصد)اما در  ارتباط با تهیه کننده ها و تامین کننده ها میزان استقلال عمل کمتر می شود(کمتر از 40 درصد)

"هالووی معتقد است کمبود اعتماد مانعی است برای به اشتراک گذاری اطلاعات در یک ناحیه."

 

با توجه به همه این موارد مطالب ذکر شده چه ارتباطی با فناوری اطلاعات دارد و از مجریان کسب و کار  چه کسی باید مصم به بهبود کارایی شرکتش گردد.؟

در این زمان شما توانمندی بیشتری را خواهانید. برای شروع یک انتقال فرهنگی در سازمان را دارید و ارز شگذاری  قسمتهای مختلف شرکت برای شروع فرآیند توانمندسازی از آن قسمتها .

 

برای مثال

یک سوال اساسی که از افراد پرسیده میشود این است که کارهایشان را در چه مسیری قراردهند که بوسیله یک سری دستورات نهایی به صورت پیوسته انجام گیرد و چطور شبکه سازمانی رو کنترل کنند. به گفته هالووی مدیران باید شرکت رادر یک مسیر پیوسته ای از ارزیابی قراردهند تا حرکتهای اصلی و تاثیرگزارتر را در مسیر توانمند سازی سازمان،  به منظور افزایش بهره وری تشخیص دهند.

قدم بعدی انتخاب فعالیتهایی است که تغییر فرهنگ سازمانی را به جهتی میبرد که کارمندان بتوانند ریسکهای معقولی داشته باشندو ابزارهای لازم را برای بهبود و پیشرفت در اختیار شان قرار دهد. به گفته هالووی به کمک مراحل توانمند سازی مدیران می توانند به سمت مسیر صحیح پیشرفت حرکت کنند.

 

منبع  www.eiu.com

مترجم: امیر سیفی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 20:59  توسط امیر سیفی  | 

سپس اراده آفرينش آسمان فرمود در حالي كه به صورت دود بود، به آن و به زمين دستور داد به وجود آئيد و شكل گيريد، خواه از روي اطاعت و خواه اكراه! آنها گفتند: ما از روي طاعت مي‏آئيم! (11) ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿11﴾ در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و آنچه را مي‏خواست در هر آسماني مقدر فرمود، و آسمان پائين را با چراغهاي (ستارگان) زينت بخشيديم و (با شهابها) از استراق سمع شياطين حفظ كرديم، اين است تقدير خداوند دانا. (12) فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿12﴾ اشاره به یافته علمی دانشمندان عصر ما درباره لحظه پدیداری جهان
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 16:29  توسط امیر سیفی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم" معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي! عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است! نسبت عمر دنيا به عمر زمين: سوره ي 50 (ق): آيه ي 38: "ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد" سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9: "بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!" امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند. اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است. در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است). اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود! عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد. جواب 3 بدست مي آيد. اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است! سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني: سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3: "سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!" در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند. نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند. امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده). باور نداريد؟ گوش كنيد! قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند). كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد! بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا: سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37: "آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!" سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47: "و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!" سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104: "در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!" با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند. مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون). قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است! و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ). و اين سخن حقيقت است!
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 15:52  توسط امیر سیفی  | 

داروخانه ی پروردگار
 


 

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در  عملکرد چشم میشود.
 

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه...
 


 

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.


گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.

 


تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه. 

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه..


انجیر پر از دونه هستش که وقتی که رشد میکنه بصورت دوتایی رو درخت آویزونه(تا حالا دقت نکردم).انجیر باعث افزایش تعداد و حرکت اسپرم مرد و همچنین جلوگیری از عقیم شدن میشود.

Sweet potatoes (نمیدونم فارسیش چی میشه )شبیه لوزلمعده هستش که باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود.


زیتون به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند.


 

کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.
 


 

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد.امروزه تحقیقات نشان داده است که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست.و باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد.
نوشته شده توسط ميرزايي
islam.blogfa.com
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 1:51  توسط امیر سیفی  | 

میزان اطلاع دولتمردان آن روزها از دنیا


فتحعلی شاه به سفیر ممالک محروسه در استامبول نامهای نوشته است که اصل نامه در موزه سلطنتی نگهداری میشود. بامزه است. یکی از دوستانم آنرا برایم فرستاده است. نشانه میزان اطلاعات دولت­مردان – البته آن روزهای ایران – از اوضاع و احوال جهان است:


شاه به سفیر خود مینویسد:

اول) بر ذمت تو لازم است که به درستی تحقیق کنی که وسعت ملک فرنگستان چهقدر است و آیا کسی به نام پادشاه فرنگ وجود دارد یا نه. در صورت وجود داشتن پایتختش کجاست.

دوم) فرنگستان عبارت از چند ایل است. آیا شهرنشینند یا چادرنشین و آیا خوانین و سرکردگان ایشان کیانند.

سوم) در باب فرانسه غوررسی خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است و یا گروهی دیگر است و ملکی دیگر دارد. بناپارت نام کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند کیست و چه کاره است.

چهارم) در باب انگلستان تحقیق جداگانه و علیحده کن و بببین ایشان که در سایهی ماهوت و پهلوی قلم تراش این همه شهرت پیدا کردهاند از چه قماش به شمار میروند و از چه قبیل قومند و آیا این که می­گویند در جزیرهای ساکنند و ییلاق و قشلاق ندارند و قوت غالبشان ماهی است راست است یا نه. اگر راست باشد چطور میشود در یک جزیره بنشینند و هندوستان را فتح کنند. پس از آن در حل این مسألهی دیگر که در ایران این همه به ذهن ما افتاده صرف مساعی و اقدام بنما و نیک بفهم که در میان انگلستان و لندن چه نسبت است آیا لندن جزوی از انگلستان است یا انگلستان جزوی از لندن است.

پنجم) به علمالیقین تحقیق کن که کمپانی هند شرقی که این همه مورد بحث و گفتوگو است با انگلستان چه رابطه ای دارد.....

ششم) از روی قطع و یقین غوررسی در حالت ینگی دنیا کن. در این باب سرمویی فرونگذار.

هفتم) و بلکه آخر تاریخ فرنگستان را بنویس و در مقام تفحص و تجسس بر این که اسلم شقوق و احسن طرق برای هدایت فرنگستان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته و لحم خنزیر کدام است.


همین جوری البته

webneveshteha.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 14:42  توسط امیر سیفی  | 

آلبرت انیشتن شیعه بود!!



.
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ"


Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954


یعنی:"بیانیه" که در سال 1954(=۱۳۳۳ش) آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.


این رساله درحقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت۱۳۴۰ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.


اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و... توسط حمید رضا پهلوی(فوت۱۳۷۱ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده)تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما بعد از اینکه پیامبراکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی " انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...


همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه برقانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:


E = M.C2 >> M = E :C2


یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.


او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملاصدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار میدهد...بطور خلاصه او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی)که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...


در رابطه با "عقل" نیز - با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند...


در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .


اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز"...


۳/۰۰۰/۰۰۰دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکتهای اتومبیل بنز و فورد و...از یک عتیقه دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...





همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن(توسط اینجانب) میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...


اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود... توضیحات بیشتر و شماره ی ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده ی این کتابچه ارائه خواهیم داد ...


گزیده ای ازآخرین رساله اینشتین:


DIE ERKLA"RUNG


دی ارکلرونگ ="بیانیه"


ترجمه:دکترعیسی مهدوی


تحقیق و پیشگفتار و پاورقی:


اسکندر جهانگیر




پیشگفتار:


در اوائل سال ۱۳۸۲ شمسی(=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد۱۳۱۰ش) - مقیم لندن - پس از سفری به امریکا وآلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی"فورد"در امریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله ی گرانقیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه دار یهودی را به امضاء برسانند...بهای این رساله که تماما" به خط خود اینشتین میباشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده / پرداخت گردید:


X - BENZ : $ 1/000/000


(به افتخاراینکه اینشتین آلمانی بود)


X - FORD : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه در امریکا میزیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور امریکا(مقتول1963م)که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده ی امریکا دانسته است حال آنکه در 1954م(سال نگارش این اثر) هنوز7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگوئیهای اینشتین به شمار میرود. نیز شاید سرنخهائی از معمای حیرت انگیز ترور زنجیره ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا...؟)


X-CONCORDE:$500/000


(به افتخارجناب لاوازیه - مقتول 1794م درانقلاب/ یا شورش/ فرانسه - و نیز قانون بقای ماده ی او که دراین رساله بارها یاد شده است)


X - TITANIC : $ 500/000

(به یادبود کشته شدگان حادثه ی اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی(فوت1955م) - کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله - بخشهائی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن میشود...)...


شخصیت های اصلی این رساله:









آلبرت اینشتین(فوت مشکوک1955م) / الکساندر فلمینگ( فوت 1955م)(؟!!)/ آیت الله العظمی سید حسین بروجردی(فوت1961میلادی)/ نیلز بور(بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری میکرد(فوت1962م)(؟!!)/ جان.اف.کندی(مقتول1963م)(؟؟!!)/ علیرضا پهلوی(مترجم و رابط)( کشته شده براثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان "کا.گ.ب" شوروی در1954م(=1333ش - سال نگارش این رساله؟؟!!)/ حمیدرضا پهلوی(مترجم و رابط)(فوت1371ش=1992م)که نیلز بور اورا به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود...






سئوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا سه تاریخ مرگ (1954-1955 و باز 1955م) و نیز سه تاریخ مرگ (1961- 1962 - 1963 م) دقیقا" پشت سر هم واقع شده؟؟ وچرا نویسنده (اینشتین)با همکار اصلی اودراین نگارش(الکساندرفلمینگ) هردو در یک سال(1955م) مرده اند؟؟ و چرا یکی از مترجمین و رابطها(ع...پ...) در همان سال نگارش رساله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟؟و باز چرا همين چندسال قبل دو فرزند مترجم و رابط ديگر(ح...پ...) به نامهای بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ايران مسموم شده و مرده اند؟؟


و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن(!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد"یک رولوشن(=انقلاب) خطرناک مذهبی" اجازه ی تکثیر این اثر علمی- مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمیدهد؟؟...


(سرآغاز متن کتاب)(اولین عبارت کتابچه ی اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است):


Herzliche Gru"&e von Einstein


(هرتسلیش گروسس فن اینشتاین = با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین)


محضر شریف پیشوای جهان اسلام...جناب سید حسین بروجردی...پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و...آئین تشیع 12 امامی (*1*) را پذیرفته ام/ که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس(= مارس)(*2*) از سال1954 (*3*) است که من مقیم امریکا و دور از وطن هستم.


به یاد دارید که آشنائی من با شما از ماه اوگوست(= اوت)(*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود(*5*). خوب به یاد دارم که وقتی در 6 اوگوست(اوت) 1945 آن مرد ناپاک پلید(*6*)اکتشاف فیزیکی من را - که کشفنیروی نهفته در اتم بود - همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فروریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه ای بین المللی ... به امضاء و تصویب جهانی برسانم.


گرچه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره ی آن آشنائی با شما مرد بزرگ...بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمعبندی این چهل نامه است/ برای خوانندگان گرامی(بعدی) نیز مینویسم: همانگونه که آقای... بروجردی - مقیم شهر قم/ در ایران - میدانند:


من دراوگوست(اوت)1939(*7*) طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت امریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود - در مسئله ی شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار... و نابود کردن آنی برخی شهرها... مطلع ساختم و اکیدا" به او (روزولت) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه ی جنایت آمیز...باید ابرقدرتی چون امریکا - که به نظر من عاقلترین و...خونسردترین ابرقدرتهای دنیای فعلی است - سریعا" گروهی را مامور بررسی و تحقیق علمی- در شکافتن هسته ی اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر...نژادپرست خونخوار - آن(بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمیشود - حتما" متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار میدهد.اما وقتی امریکا...آن را از قبل ساخته واعلان نموده باشددیگر امثال هیتلر دیوانه نمیتوانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره ی پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیدا" قید نمود که:"هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ - حتی با خود نازیهای آلمان - استفاده شود...". سپس (من) نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان...سید ابو-ال- حسن (ابوالحسن) اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم/ ایشان نیز در جواب گفتند که:"از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانها بهراسند و دست به حمله ی اتمی به هیچ کشوری نزنند. ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن - به نحو ابتدائی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی ...باز تاکید میکنم : تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه ی متعارف با آلمان نازی مقابله کرد".



آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود. به حکم چنین بزرگمردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین)


ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم واین اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد/ اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه ی دیگر(*6*) افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده/ دچار وسوسه ی شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در6 اوگوست (اوت)1945 - که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود - این بمب خطرزا را ...در هیروشیما فروافکند!! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت به زمین نرسیده در آسمان منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد!! احساس میکنم که هرگاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته میشود و پیرتر میشوم!! و من همانطور که در جنگ اول جهانی ... بین سالهای 1914-1918... درصدد ارائه ی طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم/ دراین 6 سال سیاه جنگ دوم ... 1939-1945 ... نیز دائما" در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته ی اتم بسیار آسانتر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت ترین موجودات جهان است!! ... و در مقیاسهای کوچکتر نیزهمواره ناکام بوده ام / هنگامی که ورزشهای رزمی ازجمله کاراته/ جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها .....} از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار- یعنی چین وژاپن وکره - به سوی اروپا و امریکا آمد/ من ازجمله مخالفان اینگونه ورزشها بودم وتاکید میکردم که چنین آداب و رسوم وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج میدهد... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند... وچنانکه خود حضرت عالی (= آقای بروجردی) برای من در جواب نامه ی ((ایکس - 25)) مرقوم فرموده اید// ... در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان - غیر مجاز و ممنوع است!!//. آری! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد/ حال آنکه این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج وعواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورند!! و اکنون ای جناب...بروجردی / ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان... بسیار از شما سپاسگزارم که در1952 در پی مرگ(( وایتسمن)) - رئیس جمهور وقت اسرائیل - هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را -که رسما"وعلنا"به من(اینشتین)پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده ومهاجرازوطن میدانستند...- بپذیرم؟/ خود درجواب نامه((ایکس- 32)) فرمودید:"انسان خداترس وخردمند چنین پیشنهادی را هرگزنمیپذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است. پس شما خود را آلوده ی سیاست نکنید!".


لذا من(اینشتین) نیز به بهانه ی اشتغالات علمی/ این پیشنهاد را رد کردم...


************************************************** *


1-Zwo"lffach


2-Ma"rz


3- برابر با اواخر سال1332 ش / یا اوائل سال 1333ش


4 -5- August -تقریبا" برابر با مرداد ماه 1325 شمسی


6- احتمالا" منظور وی: هاری ترومن(1945-1953) است


7- تقریبا"برابر با مرداد1318شمسی
.
.
.
منبع: http://www.irexpert.ir
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 21:56  توسط امیر سیفی  | 

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 8:9  توسط امیر سیفی  | 

شگفت انگيزترين جراحي هاي دنياي پزشکي
در مطلب امروز به مرور 6 مورد از شگفت انگيزترين عمل هاي جراحي هايي که تاکنون در دنياي پزشکي رخ داده، مي پردازيم.
در تاريخ 11 ژوئن يک دختر 6 ساله اهل «تگزاس» تحت عمل جراحي قرار گرفت تا نيمه سمت راست مغزش کاملا برداشته شود و حمله هاي ناگهاني مغزش متوقف شوند. جالب اينجاست که انتظار مي رود حافظه و ويژگي هاي شخصيتي او بعد از عمل دست نخورده باقي بماند. اما اين نمونه تنها يکي از جراحي هاي باورنکردني و حساس و مشکلي است که در سال هاي اخير انجام گرفته است. از دکتري که خودش را تحت عمل جراحي قرار داد تا جراحاني که پيچيده ترين عمل ها را برروي جنين بسيار کوچکي در داخل شکم مادر انجام داده اند و... در مطلب امروز به مرور 6 مورد از شگفت انگيزترين عمل هاي جراحي هايي که تاکنون در دنياي پزشکي رخ داده، مي پردازيم.

برداشتن نيمه اي از مغز يک کودک
در تاريخ 11 ژوئن نيمه سمت راست مغز «جسيکا هال6 » ساله، توسط جراح اعصاب «بن کارسون» در بيمارستان کودکان جان هاپکينز بالتيمور برداشته شد. اين نوع عمل نيمکره برداري ناميده مي شود و با اينکه بسيار سخت است، بهترين راه درمان جسيکا بشمار مي رفت. او از نوعي التهاب مغزي رنج مي برد، نوع پيشرفته اي از فساد قشر مغز که باعث حمله هاي غيرقابل کنترل مي شود. با اينکه دکترها از چگونگي آن اطلاع ندارند، اما نيمه باقيمانده مغز در چنين مواردي بسياري از فعاليت هايي را که نيمه برداشته شده اجرا مي کرده، برعهده مي گيرد. نيمه چپ بدن بيمار ممکن است تا ابد فلج بماند، اما معمولا هيچ مشکلي براي خاطرات و نوع شخصيت او بوجود نخواهد آمد. بيمارستان جان هاپکينز سالانه 12 مورد از اين جراحي ها را برروي کودکان 5 تا 10 ساله انجام مي دهد. زمانيکه جراحان در حال توسعه اين روش بودند، سعي کردند حفره خالي بوجود آمده در جمجمه را با توپ پينگ پونگ پر کنند، اما بعدها متوجه شدند مايع نخاعي مغز، به مرور اين فضا را پر مي کند.

جراحي 4 روزه
از 4 فوريه تا 8 فوريه سال1951 زني به نام «گرترود لواندوسکي»، به مدت 96ساعت در بيمارستان «شيکاگو» تحت عمل جراحي قرار گرفت تا کيست بزرگي از داخل تخمدان او برداشته شود. گفته مي شود که اين عمل، طولاني ترين عمل جهان است. «لواندوسکين» قبل از عمل 280 کيلوگرم وزن داشت و دور کمرش 275 سانتيمتر بود. بعد از اينکه تومور برداشته شد، وزن او به 140 کيلوگرم کاهش يافت. در طول عمل، جراحان مايع کيست را به آرامي خارج کردند، زيرا خروج سريع مايع ممکن بود باعث ايست قلبي بيمار شود. در طول 4 روز، 91 کيلوگرم مايع از بدن او خارج شد. سپس آنها خود کيست را از بدن او درآوردند، که در حدود 68کيلوگرم وزن داشت.

جراحي در داخل رحم
«کايل بولن» در بيست ودومين هفته بارداري اش بود وقتي که پزشکان بيمارستان «ملبورن» در استراليا فرزندش را که هنوز به دنيا نيامده بود، جراحي کردند. جنين شرايط بسيار نادري داشت و نوارهاي شبکه مانند پرده جنين به دور قوزک پايش پيچيده شده و جريان خون به سمت پايين پاهاي او قطع شده بود. معمولا پزشکان براي عمل جراحي جنين، تا هفته بيست و هشتم صبر مي کنند، اما اين بار اگر مداخله نمي شد، کودک دو پاي خود را از دست مي داد. جراحان يک تلسکوپ دو ميليمتري در داخل شکم مادر گذاشتند و با استفاده از يک ليزر و جريان برق نوارهاي روي پاي چپ را بريدند و او را نجات دادند. متاسفانه پاي راست عفونت کرده و غيرقابل جراحي شده بود، در آن زمان قد کودک 18سانتيمتر بود. نوزاد در ژانويه سال2008، هشت هفته بعد از عمل و 2ماه ونيم زودتر از موعد به دنيا آمد. وقتي که 24 روزه بود، جراحان پاي راست او را که از يک سرخرگ آويزان بود عمل کردند و اميدوارند نوزاد قادر به راه رفتن باشد.

جراحي که خودش را عمل کرد
در سال 1921 «ايوان اونيل کين» از ايالت پنسيلوانيا، قصد داشت ثابت کند که اتر(که در آن زمان بعنوان داروي بيهوشي از آن استفاده مي شد) بيش از حد در عمل هاي جراحي استفاده مي شود و داروهاي بي حسي موضعي با خطرات کمتر براي جايگزيني آن وجود دارد. براي اثبات آن، او از برداشتن آپانديس خود استفاده کرد. او با استفاده از يک داروي بي حسي موضعي و تخت عمل و آينه اي که در برابر شکمش وجود داشت، اين کار را شروع کرد. سه دکتر در اتاق عمل براي ضرورت حاضر شدند. «کين» شکاف لازم را خودش در شکمش ايجاد کرد و دستيارانش آن را بخيه کردند. دکتر به خوبي به هوش آمد. بعدها درسال 1932 دکتر «کين» عمل جراحي پيچيده تري را برروي خودش جهت درمان مشکل فتق انجام داد. به دليل اينکه نقطه عمل در نزديکي سرخرگ ران بود، اين عمل بسيار حساس مي شد و دکتر «کين» آن را در کمتر از 2ساعت به اتمام رساند.

جراحي براي نجات يک چهره
يک مرد فرانسوي با شرايطي بسيار نادر که با وجود تومور در صورتش او را بينهايت بد شکل کرده بود، با عمل جراحي در ژانويه 2007 چهره و زندگي تازه اي را بدست آورد. «پاسکال کولر30 » ساله، تعداد بسيار زيادي عمل جراحي براي کاهش حجم تومورها بر روي صورت خود انجام داده بود. اين بيماري ناشي از اختلالي به نام نئوروفيبروماتوسيس بود و با وجود تعداد زياد جراحي، به سختي مي توانست غذا بخورد و بخاطر صورت دفرمه و برآمده اش منزوي شده بود. اين اختلال نوعي عارضه نادر ژنتيکي است و متخصصان مي گويند; «جوزف مريک»، مشهور به «مرد فيل نما» در صدسال قبل نيز از چنين عارضه اي رنج مي برده است. بعد از 16ساعت جراحي، جراح سرپرست تيم جراحي پلاستيک اطلاع داد که تيم جراحي تمام اجزاي صورت «کولر»(لب ها، گونه ها، بيني و دهان) را با يک اهدا»کننده، جايگزين کرده اند. «کولر» که به خوبي بهوش آمد، شباهتي با اهداکننده ناشناس ندارد زيرا اسکلت استخواني چهره اش دست نخورده باقي مانده بود.

نوزادي که دو بار به دنيا آمد
«کري مک کارتني» که شش ماهه باردار بود، متوجه شد که نوزادش در قسمت ستون فقرات خود تومور بزرگ و کشنده اي دارد. پزشکان متوجه شدند که اين تومور خوش خيم است و به اندازه يک گريپ فروت حجم دارد و خوني که نوزاد از آن تغذيه مي شود را به خودش مي کشد که به مرگ نوزاد منجر خواهد شد. در يک روش نادر و پرخطر، جراحان بيمارستان کودکان تگزاس، مادر را بيهوش کردند و رحم او را کاملا بيرون کشيدند، سپس آن را باز کردند و 80درصد از بدن کوچک جنين را بيرون آوردند، طوري که فقط سر و قسمتي از بالاتنه او در داخل رحم بماند. سپس در طول يک عمل 4ساعته با توجه به اينکه قرار گرفتن جنين در معرض هوا منجر به ايست قلبي او خواهد شد، به سرعت تومور را از بين بردند. سپس جنين را به داخل شکم برگردانده و سپس کيسه جنين را بستند به اين اميد که مايع آمنيوتيک کافي براي جنين باقي بماند. نوزاد مجددا 10هفته ديگر متولد شد! و خوشبختانه در سلامتي کامل بسر مي برد.منبع:ابتكار
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:19  توسط امیر سیفی  |